محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
245
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نزديكى بلنسيه قرار داشتند . ابن جحاف با ابن عايشه سردار مرابطون به گفتگو نشست و وعده داد اگر او را در جنگ القادر و السيد يارى دهد بلنسيه را تسليم وى خواهد كرد . ابن عايشه قول مساعدت داد و افواجى از سپاه مرابطون را به سردارى ابو ناصر المرابطى به يارىاش فرستاد . چون اين سپاهيان به بلنسيه وارد شدند هرجومرج همهجا را فرا گرفت و ابن جحاف كه شورشيان را رهبرى مىكرد ، نخست ابن الفرج نايب السيد را بگرفت و به قصر داخل شد و به جستجوى القادر پرداخت تا او را بيافت . القادر در يكى از حمامهاى قصر پنهان شده بود . صندوق زيورها و گوهرهاى خاص زنش سلطانه زبيده نيز همراه او بود . در حال ، او را كشتند و سرش را بر نيزه كردند و در كوچههاى بلنسيه گردانيدند . اين روز ، روز بيست و سوم ماه رمضان سال 485 ه / 28 اكتبر سال 1092 م بود . ابن جحاف بر اموال و ذخاير و نفايس بىشمار دست يافت . پس از قتل القادر حكومت بر عهدهء « جماعت » قرار گرفت . روز بعد ، بيست و چهارم ماه رمضان ، ابن جحاف بهعنوان رياست « جماعت » انتخاب شد و زمام امور را به دست گرفت و به گردآورى لشكر پرداخت و استحكامات اطراف شهر را بررسى كرد و منتظر بروز حوادث نشست . « 14 » چون السيد از اين وقايع خبر يافت در حال با لشكريان خود رهسپار بلنسيه شد و در راه كه مىآمد بر هر دژ كه مىگذشت آذوقه و پول مىگرفت تا در جباله ( كبولا ) فرود آمد . در آنجا در اواخر سال 1092 م ياران پادشاه مقتول گرد او را گرفتند . در حال ، شهر را محاصره كرد و همهء مزارع و باغهاى اطراف را آتش زد و بر بسيارى از مناطق نزديك مستولى شد و كديه را كه در شمال شهر بود تصرف كرد . ابن جحاف در درون شهر فوجى مركب از سيصد سوار از مرابطون و غير ايشان تشكيل داد تا در برابر حملات السيد در حوالى شهر مقاومت ورزد . در درون شهر ميان طوايف و احزاب مختلف نيز درگيريهايى بود . السيد در نهان نزد ابن جحاف كس فرستاد و از او خواست كه مرابطون را براند و تعهد كرد كه اگر چنين كند بلنسيه را به دست او خواهد سپرد و به حمايتش برخواهد خاست . ابن جحاف بپذيرفت و به تدبير كار پرداخت . مردم بلنسيه نيز خواستار تفاهم و صلح بودند . نتيجهء گفتگوها ميان السيد و مردم بلنسيه اين
--> ( 14 ) . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 4 / ص 305 . و 434 . p , . dibI : ladiP . M . R .